امیدارم مستدام باشه
+ رفتم مرکز استان, یه شب خونپسر داییم بودم صبح زود بیدار شدم و ررفتم سر وقت آزمون
البته تا دانشکده و محل آزمون یه فاصله بود و بازار تاکی ها هم که حسابی گرمی کرده بود و یخوردش هم سهم من شد و
یه کرایه قلمبه ازم ستوندن
امتحان خوب نشد ولی بدم نشد.من حیث المجموع نامید نیسم بهش
هرچی شد ...
از طرفییه برنامه ریزی دقیق تر میخام بذارم رویه وقتم
یورده سر وضع بدم بع کارهام
برچسب: یجوراییی,
نویسنده: مهراد شریعتی