
+ وبلاگ هنوز کلمه م با ذره ای تغییر توی سطح انرژی یا خستگی تصمیم گیری هام عوض میشن و تغییر نظر میدم...
+ کاش میشد یجوری سعی میکردم ثابت قدم تر باشم تا اینطوری تحت شعاع سطح انرژی بدنی قرار نمیگرفتم...
+ مث اینکه گاهی یک نفر دلت رو خالی کنه... ,,, دروغ چرا! همیشه پدر و مادرم جزو ادمهایی بودن که پشت دلمو برا انجام کاری خالی کردن اونم در شدیدترین درجه...
+ انکه چرا با بعضی ادمها بیشتر میرم واسه اینه که همچین شخصیت هایی ندارن و یه بامو و دو هوا نیستن...
+ خیلی ناگهاین و یهویی به این نتیجه رسیدم که!! همه ادما در نهایت خوبی!!! میتونن کاملا خائن باشن... جز یک نفر!!! و اون هم "عشق یا معشوق" ,,, البته وبلاگ هنوز کلمه در این زمینه بررسی نداشتم چون اصن عشقی نداشتم....
+ دلم می خواست تو دنیا فقط یک نفر و فقط یک نفر وجود داشت که تمام فکر, رفتار و همه چیزش عین خودم بود و میتونستم با تمام صداقت باهاش حرف بزنم....
+شاید چنین فردی وجود نداره و غیر "خدا" نخواهد بود....
+ مراقب باش ای تو! درست از همانجایی که مطمئنی ضربه میخوری... و چقدر دردناک است ضربه خوردن از چنین نقطه ای... دردناک تر از شلاق مرگ ...
برچسب:
نویسنده: مهراد شریعتی
تاريخ: سه
شنبه
29 آبان
1397 ساعت: 17:32