خرید بک لینک
این شعرو خودم نوشتم , هر چند که از شاعری سررشته زیادی ندارم اما سعی کردم با احساس بنویسم....


"تو آنی که به آنی عقل زسرم برد"

تو همانی که به آنی نگاهش مرا

به جهانی دگر, نه!, به بهشتی برین برد

چ بگویم که تو در چشم من به آنی

میکنی غلغله ای باز بپا, بسان صاعقه ای از طوفانی

تو چه میدانی که از زیبایی نامت

نزدیک به ده سال نه, که ده قرن!

ثانیه به ثانیه عمرم از خود بریدم...

و من آنم که که بدنبال نگاهت,

سایه به سایه ی چشمت, به هر سوی دویدم

تو چه میدانی که شکوه عشقت

قسمی شد که طنینش بر لب من

زیباترین نغمه ی روی زمین شد



و باز

تو چه میدانی! که:

"تو آنی که به آنی عقل زسرم برد"


برچسب: نویسنده: مهراد شریعتی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:32

صفحه بندی