یوقتی یه عضوی از بدنت بیماره ، قابل درمانه ولی خب میری دنبال درمانش ، دردشو بجون میخری تا خوب شه... سالم تر زندگی کنی
ولی یوقتی قایب درمان نیست، مثلا دستی که زیر دستگاه له شده و قابل ترمیم نیست، درسته سخته قبول اینکه باید قطع شه
سخته نداشتن دستی که عمری باهات بوده، ولی بودنش فقط باعث عفونت و گول زدن خودته،،، عفونتی که کل وجودت بگیره و بکشدت
باید قطعش کنی، چون ناچاری
ماجرا عشق دروغی بعضی افرادم همینه ، مارو میکشونن تو مرداب و لجن خودشون،،، کثیفت که 1'>کردن مجبوری هرجا متوجه شدی خودتو بکشی بیرون، هرچند با روح و بدنی تکه تکه
برچسب:
نویسنده: مهراد شریعتی