
ولی تو ای شب تیره و تار شاهد باشکه رفت با دلی بی رحم و مرا با تو تنها گذاشتو تنها تو بودی که عاشقانه مرا در آغوش کشیدی ای شب سیاه و ساکتباز با تو دست در دست شدمانگار که قصه ی عشق و عاشقیقصه ی وصال عاشق تنها و شب سرد و سیاه و ساکت است! بخوانید...
ادامه مطلب
سخت و کشنده گذشت ولی گذشت،تا بالاخره فهمیدم، عشق هم افسانه ای بود برای اغوا و فریب دل های جوانبرای در غل و زنجیر ماندن و در غل زنجیر کردنتنه!نه عشق آنگونه بود که گفتند و شنیدیم و نه دینبهترین دین و عشق انسانیت و منطق بود.......................................... بخوانید...
ادامه مطلب
ولی من غصه ی ، تلاش ها و جنگیدنای بی ثمرم پیرم کردتا بیخیالی ها و نجنگیدن هاسوزش داشت تلاش کنی صدت رو بزاری و بصورت گوزبختانه هیچ پخی از درخت تلاشت جوانه نزنه بیمن یار بدنتیجه اخلاقی: کمتر تلاش کنید، هوشمندانه تلاش کنید، نجنگید، که موفقیت ها فراموش میشن، تلاش نکردن هارو هم فراموش میکنید، ولی جنگیدنا و زخم خوردنا اما بی نتیجه موندنا تا ابد روحتون می سوهاند بخوانید...
ادامه مطلب
وسط رابطه ای که فقط بخاد با وابستگی به یه پیامرسان حس کنی همچنان هستش....
ادامه مطلب
با توجه به بررسی هاآدمای باهوش اونقد اتفاقات براشون بدرستی تحلیل و درک میشه کهاصن به این نتیجه نمیرسن کشف یا درکی انجام دادن...یعنی درک سریع صحیح و درست اکثر امور برایه اونها یک امر عادیه و معمولا ات...
ادامه مطلب
امروز عموم رفت یکار امرجنسی کنه و سویج جا گذاشتجلدی پریدم پپشت وانت و استارت زدم و برا دومین باری بود پشت رول بودم انگار شوماخر بودم و بدون هیچ مشکلی روندم :)کارم درسته بابا شما الا هعی بگین نه....تا کور شود هر انکس که نتوانست دید :)...
ادامه مطلب
اره حسش میکنم نه جایه خالیت رو نه خوبیاتو نه بودن یا نبودنت جایه زخم هایی که بجا گذاشتی و دردی که هنوز از دیدنشون تا آسمون سر میکشه. . +نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت22:32 توسطپسر پاییز | ...
ادامه مطلب
سکوت میـــــــکنم زین پس از این پیله ی محنت بار سادگی بیرون می آیم .. . اما گرگی نمیشوم که نتیجه اعتماد به آن دریده شدن گوسفندان باشد بلکه عقابی میـــــ شوم که تنها فرصــــــــت ها را مغتنم می شمرد "زین پس نه تویی در ذهنم و نه هیـــــــــــچ" بند سادگی ها پاره می کنم و از قید و بند ساده دلی بیرون می ایم کاملا نزدیک به همه, اما بسیار دور از امروز, بله از امروز کسی مرا نخواهد توانست شناخت...
ادامه مطلب
یعنی من واقعا علاقه ای به تو ندارم؟ :| میدونم تو نداری, کار ندارم خودمو میگم ندارم؟ آخه دیدمت اصن انگار ندیدمت جدن و جدا نه دلم خالی نشد, فقط خواستم برم که تو رو نبینم :| والی بقیه فدایی داشتن تو اون جمع...
ادامه مطلب